صائب تبریزی
صائب تبریزی
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
میرزا محمّدعلی متخلّص به صائب و معروف به میرزا صائبا بین سالهای 1007 - 1000 هجری در تبریز متولّد شد. زادگاهش را بعضی تبريز و برخی اصفهان می دانند. صائب پس از رسيدن به سن بلوغ به مكه و مدينه رفت و در بازگشت به مشهد سفر كرد. او به عزم مسافرت به هند، به هرات و كابل رفت و با ميرزا حسن، معروف به ظفرخان كه مردی اديب و شاعر بود آشنا شد. پس از شهرت، ملك الشعرايی شاه عباس دوم به او واگذار شد.
صائب شاعری كثيرالشعر بود، تا جایی كه ديوان وی را تا دويست هزار بيت نوشته اند. از صائب مثنوی به نام قندهارنامه در باره جنگ های شاه عباس و فتح قندهار به جا مانده است.
پدرش بازرگان بود. در سال 1012 هجرى شاه عباس كبیر همه تجار و بازرگانان را براى رونق بخشیدن پایتخت تازه بنیان صفوى به اصفهان دعوت كرد. او نیز همراه پدرش راهى آنجا شد و در سن جوانى مشرف به حج شد و بعد از آن به آستان قدس رضوى مراجعت كرد.
وی در سال 1081 - 1087 ه.ق در اصفهان درگذشت و در محلهٔ لنبان (lanban) دفن شده است. قبر صائب در باغچهاى در اصفهان در خیابانى كه به نام او نامگذارى شده است قرار دارد.
سبک شعری
سبک شعر صائب هندی است و در اشعار وی تمثیل و لطافت اندیشه فراوان دیده میشود.
نمونه غزل
| آب خضر و می شبانه یکیست | مستی و عمر جاودانه یکیست | |
| بر دل ماست چشم، خوبان را | صد کماندار را نشانه یکیست | |
| پیش آن چشمهای خوابآلود | نالهٔ عاشق و فسانه یکیست | |
| پلهٔ دین و کفر چون میزان | دو نماید، ولی زبانه یکیست | |
| گر هزارست بلبل این باغ | همه را نغمه و ترانه یکیست | |
| پیش مرغ شکستهپر صائب | قفس و باغ و آشیانه یکیست |
| نخواهد آتش از همسایه، هرکس جوهری دارد | چنار از سینه خود، می کند ایجاد آتش را |